به وب سایت رسمی  انجمن توسعه بهره وری ایران  خوش آمدید .

امروز: یکشنبه 25 آذر 1397
`````


نشست مطبوعاتی اعضای هیات مدیره انجمن توسعه بهره وری با روزنامه جهان صنعت
بهره‌وری یکی از مفاهیم کلیدی اقتصاد و از عوامل رشد و بالندگی یک کشور است. شاخص‌های متعددی از جمله عامل نیروی انسانی، روابط حاکم بین مدیر و کارکنان، به کارگیری تکنولوژی و حتی زمینه‌های فرهنگی افراد شاغل در میزان بهره‌وری تاثیر دارند. بهره‌وری از چنان اهمیتی برخوردار است که گفته می‌شود.

 

 

 

نشست مطبوعاتی اعضای هیات مدیره انجمن توسعه بهره وری با روزنامه جهان صنعت
چاپ مقاله : شنبه 2 خرداد ماه 1394


سرتیتر روزنامه جهان صنعت
صفحه صنعت و معدن:
اشکان نظام‌آبادی- بهره‌وری یکی از مفاهیم کلیدی اقتصاد و از عوامل رشد و بالندگی یک کشور است. شاخص‌های متعددی از جمله عامل نیروی انسانی، روابط حاکم بین مدیر و کارکنان، به کارگیری تکنولوژی و حتی زمینه‌های فرهنگی افراد شاغل در میزان بهره‌وری تاثیر دارند. بهره‌وری از چنان اهمیتی برخوردار است که گفته می‌شود.
به کارگیری اصول آن بخشی از سهم رشد اقتصادی را با خود به همراه خواهد داشت. این شاخص تعیین‌کننده در ایران اما چندان در عملکرد بنگاه‌ها و نهادهای اقتصادی به چشم نمی‌خورد و همین امر باعث شده بهره‌وری در اقتصاد ما نقش چندانی ایفا نکند.
براساس نتایج سازمان ملی بهره‌وری ایران که در سال 89 آخرین آمار در این باره را اعلام کرده است، درصد تغییر شاخص بهره‌وری کل (بر اساس ارزش افزوده تعداد شاغلان و موجودی سرمایه) در سال 88، 7/1 و در سال 89 به منفی 2/0 رسیده است. همچنین این شاخص در بخش حمل‌ونقل منفی 2/0 و در بخش ارتباطات منفی 4/0 درصد گزارش شده است.

 


این آمار نشان می‌دهد وضعیت بهره‌وری در ایران در سطح مطلوبی قرار ندارد. همین مساله در کنار
فرا رسیدن روز ملی بهره‌وری بهانه‌ای شد تا با چند نفر از کارشناسان عوامل موثر در وضعیت نامطلوب بهره‌وری در ایران را بررسی کنیم. محمد کاظم ابراهیمی عضو هیات‌مدیره انجمن توسعه بهره‌وری و عضو آکادمی علوم جهانی بهره‌وری، محمدعلی محمدی عضو هیات علمی سازمان مدیریت صنعتی و رییس کمیته راهبری جشنواره ملی بهره‌وری و هوشیار فقیهی کارشناس بهره‌وری در میزگرد "جهان‌صنعت" در این باره با یکدیگر به گفت‌وگو پرداختند.
ابراهیمی معتقد است تا زمانی که یک انقلاب نگرشی میان مدیران ارشد شکل نگیرد و ملاحظات سیاسی بر تصمیمات اقتصادی دولت دخیل باشد، بهره‌وری حاصل نخواهد شد. وی به آینده توافقات هسته‌ای ایران و ورود سرمایه‌های خارجی چندان خوشبین به نظر نمی‌رسد و معتقد است احتمال اینکه مسوولان با سرمایه‌های واردشده مانند گذشته بدون برنامه رفتار کنند خیلی بیشتر است. محمدی اما خوشبین‌تر به نظر می‌رسد. او امیدوار است ورود سرمایه‌ها به ایران در ایجاد اشتغال به کار گرفته شود و در عین حال بتوانیم از سرمایه‌های گذشته به صورتی که بهره‌وری بیشتری داشته باشد استفاده کنیم. محمدی کمبود مهارت نیروی انسانی و نظام مدیریتی کشور را از جمله عوامل مهمی می‌داند که باعث شده بهره‌وری در ایران پایین باشد. مشروح این میزگرد را در ادامه می‌خوانید.
هوشیار فقیهی:اقتصاد ما به طور بالقوه پتانسیل بسیار بالایی برای رشد دارد و روند رشد آن از روند مناسبی برخوردار بوده است به‌طوری که در سال ۱۹۰۰ یک کارخانه برق در ایران داشته‌ایم و در سال 2014 حدود 70 هزار مگاوات برق تولید می‌شد.تعداد مدارس ما در همان سال حدود ۲۱ مدرسه بوده که امروز این رقم به ۴۲ هزار و ۵۳۷ مدرسه رسیده است. تعداد دانش‌آموزان ما در دوران مشروطیت دو هزار نفر بوده که امروز به ۱۲ میلیون نفر رسیده است. درصد باسوادی پنج درصد بوده و امروز به بیش از ۷۰ درصد رسیده است. دختران ۱۳ تا ۱۵ سالی که تحت پوشش آموزشی قرار داشتند، آن زمان صفر بوده که امروز به بیش از ۸۰ درصد رسیده است. تعداد دانشجویان صفر بوده که امروز به چهار میلیون و ۴۰۰ هزار نفر رسیده است. اما سوالی که همیشه مطرح است این است که آیا نمی‌توانستیم بهتر از این باشیم؟ در این زمینه آمارهایی وجود دارد که به طور قطع نشان می‌دهد ما نتوانسته‌ایم از منابع خود در راستای ایجاد رفاه اجتماعی به خوبی بهره‌برداری کنیم. به عنوان مثال طبق آمار سازمان بهره‌وری آسیا، در سال 1980درآمد سرانه ما حدود 2800 دلار بوده در حالی که این رقم در کشوری مانند کره 2500 دلار بوده است. درعین حال این نرخ در سال 2005 برای کشور کره به 22 هزار دلار رسید در حالی که ما به رقم هفت هزار دلار رسیدیم.
ذخایر آب سالانه ما حدود 118 میلیارد متر مکعب است که 92 درصد آن را به صورت کاملا غیراصولی در بخش کشاورزی هدر می‌دهیم. همچنین در 10 سال گذشته رتبه کشور ما از نظر فساد اداری بین 130 تا 150 میان کشور‌های دنیا در نوسان بوده است. با توجه به اینکه مشکلات عدیده‌ای از این دست در کشور ما وجود دارد سوال این است که با این همه پتانسیل و حجم اقتصاد و میزان تحصیلکرده‌ها و امکاناتی که در اختیارمان است چرا نتوانستیم از مفاهیم بهره‌وری به‌گونه‌ای استفاده کنیم که منجر به توسعه اقتصادی و نهایتا رفاه اجتماعی و بهبود وضعیت معیشت خانوارها باشد؟ با توجه به اینکه اول خرداد روز ملی بهره‌وری است قصد داریم روی این موضوع متمرکز شویم که اصولا چرا طی سال‌هایی که در راه توسعه اقتصادی گام نهاده‌ایم به اصول بهره‌وری توجه نکرده‌ایم.
حل مشکلات در گرو رشد اقتصادی متوازن
محمد کاظم ابراهیمی:در پاسخ به این پرسش می‌توان به چند نکته اشاره کرد. نباید تردید کرد که در حال حاضر کشور ما زیرساخت‌های قابل توجهی دارد و شما هم به درستی به آنها اشاره کردید و در واقع نباید این کوشش‌ها را ندید و به حساب نیاورد. در عین حال یکسری مسایل دیگر نیز وجود دارد که به آنها هم باید توجه کنیم. امروز با واقعیت‌های متعددی در اقتصاد کشور روبه رو هستیم از طرفی با افراد بیکار زیادی در جامعه مواجه هستیم که بخش قابل توجهی از آنان فارغ‌التحصیل دوره‌های دانشگاهی هستند. از طرف دیگر رشد اقتصادی منفی درسال‌های 90 و 91 و سایر مشکلات گریبانگیر اقتصاد شده است و در کل آمار خوبی در این زمینه‌ها وجود ندارد. امروز اگر ما در مورد پیدا کردن راه‌حلی برای این مشکلات صحبت می‌کنیم از این زاویه است که به هیچ‌وجه خدماتی که در گذشته و به ویژه در دوران انقلاب اسلامی انجام شده است، نفی نشود و در عین حال راه‌حلی برای مشکلات ارایه شود.
دو پرسش اساسی
در حال حاضر با چند مشکل حاد در اقتصاد کشور مواجه هستیم. مهم‌ترین معضل اقتصاد ما مساله رشد اقتصادی است که سایر مشکلات ما هم به آن بستگی دارد. رشد اقتصادی ما در طول تاریخ هم بسیار کم و هم دارای نوسان بسیاری بوده است. ما هیچ‌گاه رشد اقتصادی مستمر و پایدار نداشته‌ایم . در واقع می‌توان گفت همین سه درصد رشدی که داریم را هم اگر به صورت پایدار داشتیم خیلی بهتر از این بود که با نوسان شدید در سال‌های مختلف داشته باشیم. حال سوال این است که چرا این اتفاق افتاده است؟ در واقع اگر ما به رشد اقتصادی هشت درصدی که لازمه حل معضل بیکاری است، برسیم می‌توانیم به آینده امیدوار باشیم اما اگر ما به این رشد اقتصادی نرسیم یا احیانا در حد همان سه درصد متوقف شده یا با نوسان روبه‌رو باشیم تقریبا باید مطمئن شویم که مشکلات لاینحل خواهد بود.
سوال دومی که مطرح است اینکه چرا رشد اقتصادی ما دارای نوسان است؟ به عقیده من باید در درجه اول این مسایل شکافته شود و بعد از آن به سراغ نقش بهره‌وری در اقتصاد برویم. اگر نگاهی به اعداد و ارقام داشته باشیم به دو عدد کلیدی خواهیم رسید. در دوره اصلاحات به ازای هر یک درصد رشد اقتصادی چهار میلیارد دلار در اقتصاد هزینه کردیم در حالی که در دولت نهم و دهم به ازای همین میزان از رشد اقتصادی 22 میلیارد دلار هزینه شده است. اگر همین اعداد را در نظر بگیریم نتیجه می‌گیریم که دولت‌ نهم و دهم از یک چهارم کارآمدی دولت اصلاحات برخوردار بود ضمن اینکه در دولت نهم و دهم شاهد رشد اقتصادی منفی هم بودیم. بر همین اساس واقعا این سوال بزرگ پیش‌روی مسوولان و مدیران کلان اقتصاد کشور است که چگونه باید رشد اقتصادی ایجاد و آن را پایدار کنیم.
رشد اقتصادی ایران سرمایه‌محور نیست
بر همین اساس تحلیلی که اقتصاددانان ما به آن رسیدند آن بود که رشد اقتصادی ما نمی‌تواند سرمایه‌محور باشد، یعنی ما نمی‌توانیم صرفا با تزریق سرمایه به رشد بالای سه درصد برسیم. به معنای دیگر اگر رشد سرمایه‌گذاری ما به بالای 12 درصد برسد مطلق رشد موجودی سرمایه کشور همان سه درصد خواهد بود چراکه به موازات این رشد سرمایه، برون‌رفت سرمایه نیز اتفاق خواهد افتاد. بنابراین ما نهایتا می‌توانیم به 3 تا 5/3 درصد رشد اقتصادی از طریق سرمایه‌گذاری دست پیدا کنیم. حال سوال این است که برای رسیدن به رشد هشت درصدی بقیه این مقدار را از کجا باید تامین کنیم؟ من اعتقاد دارم بقیه این رشد باید از طریق ارتقای بهره‌وری تامین شود. حالا اینکه چگونه این رشد از طریق ارتقای بهره‌وری می‌تواند به دست آید را در دور بعدی صحبت‌های خود خواهم گفت.
هوشیار فقیهی: مهندس ابراهیمی بر این اعتقاد هستند که ظرفیت اقتصاد ما در حوزه سرمایه‌گذاری اشباع شده است و هرچقدر پول بیشتری سرمایه‌گذاری کنیم، به عدد مطلوب رشد اقتصادی نخواهیم رسید و حتی ممکن است ادامه این روند رشد منفی هم در پی داشته باشد. بنابراین راهی جز بهره‌وری پیش‌روی ما نیست. آقای محمدی شما در این مورد چطور فکر می‌کنید؟
بهره‌وری متاثر از میزان توسعه‌یافتگی و بلوغ جامعه
محمدعلی محمدی: نظرات مهندس ابراهیمی مبتنی بر دیدگاهی است که این سوال را مطرح می‌کند که صرفا با افزایش و به‌کارگیری منابع بیشتر می‌توان رشد اقتصادی مطلوب به دست آورد یا خیر؟ در واقع تجربه کشورهای مختلف دنیا این مساله را تایید نمی‌کند. نتایج مطالعاتی که در دنیا انجام شده طی سال‌های 1930 تا 1980 نشان می‌دهد در کشورهای در حال توسعه که نرخ رشد اقتصادی آنها طی این مدت 6/3 درصد بوده است سهم بهره‌وری در این رشد اقتصادی حدود 31 درصد بوده است، یعنی هر سال از این 6/3 درصد رشد اقتصادی 31 درصد آن از طریق بهره‌وری حاصل شده است و مابقی آن از طریق به‌کارگیری منابع بیشتر که شامل افزایش سرمایه‌گذاری هم می‌شود.
در عین حال براساس نتایج همین مطالعات طی همین مدت در کشور‌های توسعه‌یافته‌ای که متوسط نرخ رشد اقتصادی آنها طی همین دوره 50 ساله، حدود 5/4 درصد بوده، سهم بهره‌وری از این رشد حدود 49 درصد بوده است که معنای آن، این است که کشورهای توسعه‌یافته نیمی از رشد اقتصادی خود را از طریق بهره‌وری به دست آورده‌اند. تحقیق دیگری نیز انجام شده و به این نتیجه رسیده که طی سال‌های 1960 تا 1992 در کشورهای آمریکای لاتین 29 درصد از رشد اقتصادی حاصل بهره‌وری بوده است. در کشور‌های شرق آسیا این سهم 32 درصد بوده و در کشور‌های توسعه‌یافته 58 درصد از نرخ رشد اقتصادی حاصل بهره‌وری بوده است.
یک تحلیل ساده که با دیدن این اطلاعات به ذهن می‌رسد، این است که کشور‌ها هر چقدر توسعه‌یافته‌تر می‌شوند سهم بهره‌وری در رشد اقتصادی آنها هم بیشتر می‌شود. در واقع حد توسعه‌یافتگی و میزان بلوغ یک جامعه با سهم بهره‌وری در رشد اقتصادی ارتباط دارد بنابراین اگر در برنامه‌های چهارم و پنجم برای سهم بهره‌وری از رشد اقتصادی 31 درصد را در نظر گرفته‌ایم یعنی پذیرفته‌ایم که جزو کشورهای در حال توسعه باشیم. البته کشور‌های در حال توسعه طیف وسیعی دارند و ممکن است در بعضی از آنها سهم بهره‌وری به 50 درصد هم برسد اما متوسط این عدد طی سال‌های گذشته در آنها 31 درصد بوده است.
بنابراین هر چقدر قابلیت و توانمندی در مدیریت از یک طرف و دانش، مهارت و قابلیت‌های منابع انسانی از طرف دیگر افزایش یابد، انتظار می‌رود سهم بهره‌وری از رشد اقتصادی در کشور هم افزایش پیدا کند و اگر من بخواهم بک جمله ساده در این ارتباط بگویم، این است که ما به هر اندازه از آنچه داریم، بهتر استفاده کنیم، بازدهی تولید یا تولید متوسط هر واحد از عوامل تولید افزایش پیدا خواهد کرد و این خود موجب رشد اقتصادی هرچه بیشتر خواهد شد.
نقش نوآوری و به‌کارگیری فناوری‌های جدید
موضوع دیگری که مطرح است این است که آیا کشور ما در کنار ارتقای بهره‌وری به افزایش سرمایه‌گذاری نیاز دارد یا خیر؟ بدون تردید پاسخ، مثبت است، به این علت که ما نیاز به ایجاد اشتغال داریم و ایجاد اشتغال نیاز به سرمایه‌گذاری دارد. بر همین اساس باید برای بخشی از جامعه که بیکار هستند، ظرفیت جدید اقتصادی ایجاد کنیم چراکه ظرفیت خالی و آماده برای ایجاد اشتغال نداریم. حتی گاه دیده شده که در برخی از سازمان‌ها منابع انسانی بیش از حد به کار گرفته شده که خود این مساله به بهره‌وری آن سازمان لطمه می‌زند.
از طرف دیگر بی‌تردید نیاز به نوآوری و فناوری‌های جدید خواهیم داشت. یکی از رویکردهای جدید ارتقای بهره‌وری توسعه نوآوری است و ما برای نوآوری نیاز به سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه خواهیم داشت. همچنین در این مسیر به ایجاد فناوری‌های جدید نیاز داریم که بی‌تردید نمی‌توانیم سهم آن را در ارتقای بهره‌وری نادیده بگیریم. به عنوان مثال ما به مردم توصیه و موعظه می‌کنیم در مصرف منابع صرفه‌جویی کنند اما نقش فناوری‌هایی که موجب جلوگیری از اتلاف منابع می‌شوند را باید خیلی جدی بگیریم.
برای جمع‌بندی این بخش از مباحث باید بگویم وقتی ما سرمایه‌گذاری را به عنوان تزریق پول به جامعه تلقی می‌کنیم، نکته بسیار مهم این است که این سرمایه را کجا و چگونه تزریق می‌کنیم. اگر سرمایه‌گذاری را در زمینه درستی به کار بگیریم، خود این سرمایه‌گذاری درست و منطقی، نقطه شروع ارتقای بهره‌وری خواهد بود. طبیعتا تزریق پول به شکل نادرست و نابجا هیچ فایده‌ای ندارد و تنها موجب اتلاف و هدررفت منابع، ایجاد تورم و سایر مشکلاتی می‌شود که شاهد آن بوده‌ایم. بر همین اساس برای رشد اقتصادی هم به ارتقای بهره‌وری و هم افزایش سرمایه‌گذاری و هم اشتغال بیشتر احتیاج داریم.
هوشیار فقیهی: آقای ابراهیمی در صحبت‌هایتان به این موضوع اشاره کردید که سه درصد از رشد اقتصادی ما از طریق سرمایه‌گذاری ایجاد شده است. یک واقعیت انکارناپذیر این است که در کشور ما چون مفهوم بهره‌وری به کار گرفته نمی‌شود، نتوانسته‌ایم بیش از سه درصد از رشد اقتصادی را از طریق سرمایه‌گذاری به دست آوریم. به نظر شما آیا دورنمایی برای بهبود این وضع وجود دارد؟
محمدکاظم ابراهیمی:برداشت من از مجموع صحبت‌هایی که مطرح شد، این است که ما نیازمند سرمایه‌گذاری هستیم و باید هم سرمایه‌گذاری بشود اما به این نکته توجه کنیم که در بهترین سال‌ها، رشد سرمایه‌گذاری ما از 10 تا 12 درصد بیشتر نشده و نخواهد شد و این رشد سرمایه‌گذاری موجودی سرمایه ما را به همین اندازه رشد نمی‌دهد. بنابراین حتی اگر در طول دهه آینده رشد 10 تا 12 درصدی سرمایه‌گذاری داشته باشیم در شرایط ایده‌آل سه درصد رشد را تجربه خواهیم کرد.
هوشیار فقیهی: تجربه نشان داده اقتصاد ما از همین سه درصد هم نتوانسته به خوبی استفاده کند. به عنوان مثال بهره‌وری انرژی ما به ازای هر بشکه نفت 238 دلار بوده در حالی که در ژاپن این رقم یک‌هزار و 320 دلار و در ترکیه، کشور رقیب و همسایه ما، این رقم 971 دلار بوده است یعنی ما نتوانسته‌ایم از منابع خود به صورت بهینه استفاده کنیم. شدت مصرف انرژی ما 2/4است در حالی که این رقم در ترکیه یک است و در اتحادیه اروپا 7/0 است. این آمار نشان می‌دهد که ما از همان میزان سرمایه‌گذاری هم به درستی استفاده نکرده‌ایم.
تصمیمات دولت بیشتر سیاسی است تا اقتصادی
محمدکاظم ابراهیمی: بله، دقیقا همین‌طور است. در سیستم اقتصادی ما تنها نهادی که قدرت اقتصادی دارد، دولت است آن هم در صورتی که نفت به خوبی فروخته شود و به همین ترتیب است که زمانی که دولت وارد سرمایه‌گذاری می‌شود، جای رقابت برای بخش‌های دیگر نمی‌ماند و سرمایه‌ها بهینه مصرف نمی‌شود. تصمیمات دولت بیشتر سیاسی است تا اقتصادی.
ضعف در تصمیم‌گیری‌ها یکی از دلایلی است که باعث می‌شود رشد سرمایه‌گذاری در کشور ما تاثیر کمتری در رشد اقتصادی داشته باشد. ما نمی‌توانیم خوب تصمیم بگیریم که سرمایه‌ها در کجا و برای چه هزینه شوند. این مساله تصمیمات بخش خصوصی را هم تحت تاثیر قرار داده است. بنده ضمن اینکه اعتقاد دارم در بالاترین میزان رشد سرمایه‌گذاری به بیش از 5/3درصد رشداقتصادی نخواهیم رسید لازم است تاکید کنم که ما باید به بهره‌وری توجه کنیم اما متاسفانه نمونه‌های روشنی از توجه دولت به بهره‌وری از زمانی که بر سر کار آمده دیده نمی‌شود.
آقای محمدی به این نکته اشاره کردند که ما برای ایجاد اشتغال به سرمایه‌گذاری احتیاج داریم اما سوالی که مطرح است این است که این سرمایه‌گذاری از کجا خواهد بود؟ اگر این سرمایه‌گذاری از منابع زیرزمینی و نفت تامین شود قطعا ما را به نقطه‌ای که به هشت درصد رشد اقتصادی که حداقل میزان رشد اقتصادی مطلوب است، نخواهد رساند.
از اقتصاد منابع محور عبور کنیم
به اعتقاد من اقتصاد در سیر تکامل خود باید چهار مرحله را طی کند تا به توسعه‌ای پایدار برسد. اقتصاد در مرحله اول منابع محور است مثل اقتصادی که ما داریم یا اقتصاد‌های اولیه و سایر کشورهایی که منابع زیرزمینی دارند. در این اقتصاد یک منبع ارزش و پول حاصل می‌کند و دولت و ملت هم با یک طرح به مصرف این پول می‌پردازند. بعد از این مرحله اقتصاد ستانده‌گرا و نتیجه محور می‌شود. در این اقتصاد برای ما مهم است که در ازای صرف منابع چه ارزش افزوده‌ای ایجاد می‌شود اما متاسفانه در حال حاضر برای مدیریت کلان کشور اصلا مهم نیست که ما با صرف منابع خود نتیجه‌ای هم به دست می‌آوریم یا خیر؟
در مرحله بعد اقتصاد بهره‌وری محور قرار دارد. در درجه اول اقتصاد باید نتیجه محور باشد تا به بهره‌وری محور بودن برسد چراکه وقتی ستانده برای یک سیستم مهم نیست چرا باید بهره‌وری مهم باشد؟ اقتصاد مرحله چهارم هم اقتصاد دانش بنیان است که به تولید و صدور کالاهای الکترونیکی و هوشمند می‌پردازد.
وجود نفت قدرت تصمیم گیری را از ما گرفته

هوشیار فقیهی: شما معتقدید ما در حوزه منابع محور قرار داریم؟
محمدکاظم ابراهیمی: بلاشک ما در حوزه منابع محور هستیم چراکه در چنین اقتصادی است که دولت حجمش زیاد می‌شود، کسی به نتیجه اقدامات و تصمیمات سیاسی و اقتصادی روی اقتصاد فکر نمی‌کند و نهاد‌های غیرمرتبط با نتایج ستانده‌گرایی اقتصاد قدرتمند می‌شوند. شاید شما هم این موضوع را شنیده باشید که در کشور ما اگر نهادی نتواند در سال مالی بودجه خود را خرج کند رییس آن نهاد مورد بازخواست قرار می‌گیرد. این اتفاقانشان می‌دهد که ما در مرحله منابع محور قرار داریم. اقتصاد منابع محور باعث شده که ما در حدود صد سال در مرحله کشف و فروش نفت باقی بمانیم و این مساله قدرت تفکر را از مدیران ما گرفته است. من معتقدم تمام دولت‌های ایران از مردانی دلسوز تشکیل شده بودند اما واقعیت این است که این افراد وقتی وارد یک سیستم منابع محور می‌شوند این سیستم آنها را به سمت خود می‌کشد و مجبورشان می‌کند تا به فروش نفت و خرج کردن آن در کشور اکتفا کنند. ممکن است عده‌ای پول نفت را در هدفمندی یارانه عده‌ای در بهداشت و عده‌ای دیگر هم در جاهای دیگر خرج کنند اما همه آنها فقط به استفاده از منابع زیرزمینی فکر می‌کنند. بنابراین بنده پاشنه آشیل اقتصاد کشور را منابع محور بودن آن می‌دانم و لازم است بگویم اصولا در چنین سیستمی توقع هم همین است که بهره‌وری رعایت نشود.
هوشیار فقیهی: آقای محمدی به مباحثی که شما مطرح کردید، برگردیم. آمار‌های مشخصی نشان می‌دهد که ما در شرایط ایده آل هم نتوانستیم از این سرمایه‌ها استفاده کنیم. در حال حاضر طرح‌های عمرانی ما به طور میانگین 15 سال طول می‌کشند. در حالی که این زمان باید چهار سال باشد. شرکت ملی نفت ایران در شرایطی از هر بشکه نفت 12 دلار سود می‌برد که شرکتBP سود 75 دلار را دارد. به ازای هر ساعت کار نیروی کار ما 7/1 دلار ارزش افزوده ایجاد می‌شود در حالی که در کشور‌های پیشرفته این میزان 42 دلار است. یعنی سرمایه‌گذاری روی نیروی انسانی ما هم به دلیل به کار نگرفتن مفاهیم بهره‌وری در خدمت رفاه اجتماعی نبوده است. اگر فرض را بر این بگیریم که تحریم‌ها در آینده نزدیک برداشته شود و حجم زیادی از سرمایه وارد کشور شود چه اقداماتی انجام دهیم تا این سرمایه‌ها مثل گذشته هدر نرود و در نهایت همان رشد سه درصد را به دنبال نداشته باشد؟
مقصر نظام مدیریت منابع است نه خود منابع
محمدعلی محمدی: لازم است در مورد صحبت‌هایی که قبلا مطرح کردیم یک نکته را یادآوری کنم تا موجب تفسیر نادرست نشود. ما نباید بین سرمایه‌گذاری، اشتغال و بهره‌وری از کلمه «یا» استفاده کنیم زیرا کاملا غلط است. من نمی‌گویم از طریق سرمایه‌گذاری یا اشتغال یا بهره‌وری بیشتر به رشد خواهیم رسید بلکه از حرف «و» در میان این کلمات استفاده می‌کنم. آیا شما می‌توانید بهره‌وری را بدون سرمایه‌گذاری بالا ببرید؟ من می‌گویم خیر. در واقع اینجا دو بحث مطرح است. یکی به کارگیری ظرفیت‌های بلااستفاده در اقتصاد که نیاز به سرمایه‌گذاری و اشتغال دارد و دومی استفاده بهتر از ظرفیت‌های موجود که این هم نیاز به نوعی سرمایه‌گذاری برای بهبود و توسعه و ارتقا سطح قابلیت‌ها و توانمندی‌های مدیریت ومنابع مولد موجود دارد.
براساس گفته‌های رییس سازمان ملی بهره‌وری ایران، سهم بهره‌وری در رشد اقتصادی ما طی یک دوره 40 ساله از سال 1350 تا 1390 حدود 11 درصد بوده است. بهره‌وری سرمایه ما در سال 1341 از عدد یکصد به عدد 44 در سال 91 رسیده است. این معنایش این است که ما از سرمایه‌ای که در کار درگیر کرده‌ایم به درستی استفاده نکرده‌ایم. حال سوال این است که اگر ما از منابع قبلی به خوبی استفاده نکرده‌ایم آیا نباید از منابع جدید دیگر استفاده کنیم؟ یا اینکه هم از منابع جدید استفاده و هم با اصلاح ساختار و سیستم و نظام مدیریت، از منابع موجود بهینه‌تر استفاده کنیم؟ اگر ما منابع را تلف کردیم این مساله تقصیر منابع نیست. در واقع باید بخش مهمی از تقصیر را به گردن نظام مدیریت سرمایه و تخصیص منابع انداخت و پرسید که این منابع با چه کیفیتی و در کجا به کار گرفته شده و مصرف شده است؟ بنابراین اگر با نگرش هم‌افزا به این موضوع نگاه کنیم چنانچه نظام مدیریت اصلاح شود سرمایه‌گذاری‌های انجام شده جدید چند برابر بهره‌وری خواهد داشت.
هوشیار فقیهی: طبیعی است در زمان برچیده شدن تحریم‌ها مقادیر قابل توجهی از سرمایه‌های بلوکه شده ایران و سرمایه‌گذاران خارجی به کشور سرازیر خواهد شد اگر بخواهیم از اتلاف سرمایه‌ها جلوگیری کنیم به چه زیر ساخت‌هایی احتیاج داریم؟
فضای رقابت کافی در اقتصاد کشور وجود ندارد
محمدعلی محمدی: اگر بخواهیم یک دسته‌بندی کلی داشته باشیم باید بگوییم زیرساخت‌های موردنیاز شامل مجموعه زیرساخت‌ها سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، قانونی و مقرراتی و فناوری است. به عبارت دیگر آنچه مهم است این است که از خود بپرسیم آیا فضای اقتصادی ما یک فضای رقابتی است یا خیر؟ سهم دولت در اقتصاد چقدر است؟ ما خودمان نیز می‌دانیم اقتصادمان یک اقتصاد مبتنی برسهم قابل توجه دولتی است و باوجود اینکه قانون اساسی ذکر کرده است که دولت وارد بنگاه‌داری نشود و رقیب بخش خصوصی نباشد می‌بینیم که در واقع این اصل در خیلی از موارد رعایت نشده و نمی‌شود بنابراین یکی از زیرساخت‌ها که وجود فضای رقابتی و باز اقتصادی است در کشور وجود ندارد و بهره‌وری در فضای غیررقابتی و انحصاری معنا ندارد.

 
دچار قبیله‌گرایی شده‌ایم
یک عامل تعیین‌کننده دیگر هم عامل سیاسی است. باید از خودمان بپرسیم در جامعه ما آیا افراد و گروه‌ها با هم رقابت سالم دارند یا ناسالم و تخریب‌کننده؟ به اعتقاد من اغلب احزاب ما به حدی از بلوغ نرسیده‌اند که در جهات حفظ و به‌کارگیری منافع جامعه تضادهای مخرب را کنار بگذارند و در کنار رقابت سالم در برخی موارد، همدلی و هم‌افزایی هم داشته باشند و متاسفانه شاهد این هستیم که نگاه قبیله‌ای، طایفه‌سالارانه و حزب‌گرا در واگذاری مسوولیت‌ها و دادن اختیارات حاکم است. از طرفی فرهنگ جامعه ما نیازمند یک تحول و تحرک اساسی است. سطح تنبلی اجتماعی در جامعه ما به حدی است که مجله رفتار بین‌المللی، 48 درصد جوانان ایرانی را دچار تنبلی فردی ارزیابی می‌کند و این نشان می‌دهد ما نیازمند تحول اساسی در باورها، ارزش‌ها و فرهنگ کار و تلاش و تولید ارزش در سطح جامعه هستیم بنابراین ما از لحاظ فرهنگ کار بسیار عقب هستیم و تنها کشورهای معدودی مانند برخی کشورهای عربی وآفریقایی در این زمینه بعد از ما قرار می‌گیرند.
نکته بسیار مهم این است که برای درمان عارضه پایین بودن بهره‌وری در جامعه نباید بدون تشخیص نسخه تجویز کنیم. در واقع باید ابتدا علت‌ها را پیدا کنیم و بعد به سراغ درمان مشکلات برویم.
اگر بخواهیم ریشه‌ای‌تر بررسی کنیم به نظر می‌رسد با چند مشکل اساسی در زمینه ارتقای بهره‌وری مواجه هستیم. در اولویت اول مشکلات ما در نظام مدیریتی قرار دارد. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که هر چقدر نمره مدیریت بالاتر برود بهره‌وری هم ارتقا پیدا می‌کند. در کشور آمریکا که نمره مدیریت بالایی دارد سطح بهره‌وری حتی نسبت به کشورهای اروپایی که نمره پایین‌تری در این زمینه دارند بالاتر است. دومین مشکل پایین بودن سطح دانش و مهارت نیروی انسانی است. سهم زیادی از دانش و مهارتی که نیروی انسانی ما داراست برای فضای رقابتی مناسب نیست بنابراین برای رقابت در بازارهای جهانی توسعه مهارت نیروی انسانی عامل بسیار تعیین‌کننده‌ای است. عامل دیگر سطح فناوری در جامعه است که آن هم وضعیت مطلوبی ندارد. بی‌تردید تحریم‌ها به دلیل برخی محدودیت‌ها در تعاملات و معاملات، مشکلاتی در زمینه ورود فناوری ایجاد کرده اما برای ارتقای بهره‌وری نیازمندیم از سطح فناوری بالایی برخوردار باشیم.
هوشیار فقیهی: با توجه به اینکه دورنمای روشنی در مورد تحریم‌ها وجود دارد و انتظار می‌رود تا یک سال آینده این تحریم‌ها شروع به برچیده شدن کنند، اگر با همین ساختار بخواهیم ادامه دهیم و از مفاهیم بهره‌وری استفاده نکنیم مزیت‌های نسبی برای استفاده از این سرمایه‌ها را نادیده گرفته‌ایم. به اعتقاد شما باید چه کاری انجام دهیم؟

ساختار فعلی اقتصاد پذیرای بهره‌وری نیست
محمدکاظم ابراهیمی: در حال حاضر تمام مدیران ما منتظر لحظه‌ای هستند که سرمایه‌های بلوکه شده کشور آزاد شده و به اقتصاد تزریق شود تا بتوانند سهم خودشان را از منابع افزایش دهند تا دقیقا براساس همان روش‌هایی که از قبل دنبال می‌کردند این سرمایه‌ها را هزینه کنند. با این نگرش قطعا در صورت ورود این سرمایه‌ها، از آنها بسیار بدتر از گذشته استفاده خواهد شد.
به اعتقاد من ما نیازمند یک انقلاب در نگرش مدیران ارشد و نخبگانمان هستیم. سیستم اقتصادی ما باید یک قدم بزرگی در این زمینه بردارد و اگر دولت این کار را انجام دهد کار بسیار بزرگی انجام داده است. من با آن بخش از سخنان آقای محمدی که ضعف را در سیستم مدیریت می‌دانند بسیار موافقم اما معتقدم همه این مشکلات به ستانده‌محور نبودن ما باز‌می‌گردد، در واقع ساختار اقتصادی ما پذیرای بهره‌وری نیست.
از طرف دیگر می‌توان ریشه ضعف نیروی انسانی را هم در ساختار غلط اقتصاد دانست. در سیستم اقتصادی که به امثال بابک زنجانی پاداش دهد انگیزه‌ای برای فعالیت جوانان باقی نخواهد ماند بنابراین سوال اساسی این است که در ساختار اقتصادی ما چه کسی برد می‌کند؟ به اعتقاد من این چرخه غلط ابتدا باید متوقف شود بعد بهره‌وری ایجاد کنیم.
دولت‌ها قابل ارزیابی باشند
به اعتقاد من اینکه یک دولت وقتی سر کار آمد افراد نزدیک به خود را وارد تصمیم‌گیری‌ها کند مشکل ما نیست بلکه باید دید دولت‌ها چقدر توسط مردم قابل ارزیابی هستند و نکته کلیدی در این است که تبلیغات و رسانه‌ها به‌طور منصفانه نظرات سلیقه‌های مختلف را در مورد عملکرد‌ها بازتاب دهند که هم دولت بتواند برنامه‌های خود را اعلام کند و هم مردم بتوانند یک ارزیابی درست از آن داشته باشند.
هوشیار فقیهی: به اعتقاد شما دولت‌ها در شرایط فعلی می‌توانند از وضعیت فعلی خارج شده و اقتصاد را ستانده‌گرا کنند و آیا اصولا زمینه چنین اتفاقی وجود دارد؟
محمدکاظم ابراهیمی: بله، کشورهایی وجود دارند که این کار را انجام داده‌اند. نمونه آن هم کشور چین، کره، سنگاپور و به‌طور کلی کشور‌های شرق آسیاست. این کشورها روش‌های قبلی اقتصاد خود راتغییر داده و در عین حال یک تغییر نگرش اساسی در نظام مدیریتی خود ایجاد کرده‌اند. در ایران هم دولت می‌تواند مرجع تغییرات باشد. اصلاحات دولت می‌تواند از بخش‌های مختلفی از جمله بودجه‌بندی و تغییر در نظامات مدیریتی صورت گیرد.
راهکارهای ارتقای بهره‌وری
هوشیار فقیهی: آقای محمدی راهکارهایی که به نظر شما می‌تواند نگرش بهره‌وری را در ذهن مدیران ارشد کشور نهادینه کند، چیست؟
محمدعلی محمدی: بهترین حالت برای نهادینه کردن نگرش بهره‌وری در مدیران ارشدکشور کمک به ایجاد فضای رقابتی و درک ضرورت توجه به بهره‌وری برای تحقق هرچه بیشتر و بهتر اهداف وخواسته‌های ذی‌نفعان مختلف است. راهکارهای افزایش بهره‌وری با علت‌هایی که در قسمت قبل به آن اشاره کردم مرتبط است. در واقع ما در پاسخ به آن علت‌ها به چند راهکار در سطح خرد و کلان خواهیم رسید. اعتقاد دارم 20 درصد راهکارهایی که به ذهن می‌رسند 80 درصد تاثیر را خواهند داشت. به این معنا که ممکن است راهکارهای زیادی به ذهن ما برسند اما تعداد محدودی از این راهکارها تاثیر زیاد و قابل توجه دارند که به نحو چشمگیر، سطح بهره‌وری را بالا خواهند برد. چند مورد از آنچه را که به اعتقاد خودم می‌توانند در بهبود و تحول وضع بهره‌وری در سطح کلان اثربخش و کارا باشد، ذکر می‌کنم. ابتدا باید از بهبود فضای کسب و کار نام ببرم. پس از آن مساله خصوصی‌سازی مطرح است. من به شدت معتقدم که خصوصی‌سازی یکی از راهکارهای ارتقا بهره‌وری است. ما در کشورمان، بنگاه‌های بسیاری داریم که با خصوصی‌سازی نتایج بهتری گرفته‌اند. البته ادعا نداریم که نتایج عالی شده اما معتقدیم بهتر از قبل شده است. راهکار دیگر در سطح کلان تبدیل کردن درآمد حاصل از فروش منابع به سرمایه‌گذاری است دولت باید خود را تا جایی که ممکن است از وابستگی به نفت نجات دهد و آخرین مورد هم ایجاد نظام ارزیابی عملکرد به معنای واقعی برای نتیجه‌گرایی و هدفمندی سازمان‌ها و موسسات است. شاید این همان ستانده‌گرایی است که آقای ابراهیمی هم به آن اشاره کردند بنابراین مواردی که عرض کردم، می‌توانند روی نگرش و باور و اعتقادات مدیران ارشد و میانی موثر باشد.
در سطح خرد هم چند توصیه برای تقویت باور و اعتقاد و بهبود نگرش مدیران و ارتقای سطح بهره‌وری سازمان‌ها دارم. اولین مورد توسعه منابع انسانی است. اعتقاد دارم تبدیل کردن نیروی انسانی به سرمایه انسانی در هر سازمانی یک رسالت است و اعتقاد دارم اگرتوسعه انسانی با تاکید بر توسعه مدیران رخ دهد بستری به وجود خواهد آمد که در آن افراد شایسته می‌توانند سازمان را به اهداف خود برسانند. دوم سازماندهی درست یا همان چیزی که به عنوان عدالت می‌شناسیم. به عبارت دیگر افراد درست در جای درست قرار بگیرند. توسعه ابزار‌های مدیریت از دیگر عوامل است. استفاده از سایت‌های اینترنتی به عنوان یک ابزار به‌روز و آنلاین در بازاریابی به شیوه نوین یکی از راه‌های ارتقا و بهبود بهره‌وری است که سازمان‌های ما در آن بسیار ضعیف هستند. آخرین راهکار درسطح خرد هم، توجه به زنجیره‌های اصلی ارزش در سازمان و بنگاه است که به بالا رفتن بهره‌وری در سازمان کمک خواهد کرد. در پایان باید بگویم اگر ما به دنبال بهبود شرایط بهره‌وری در کشور و سازمان‌ها هستیم باید به نیروی انسانی خود اعتماد داشته باشیم و در عین حال مدیران سازمان‌ها، خود را محدود به اصلاح و بهبود وضع موجود نکنند و به دلیل پرداختن به انجام فعالیت‌های اصلاحی و بهبود، از تحولات ضروری، غفلت نکنند و به آن دلخوش نباشند چراکه این اصلاحات ممکن است آنها را از پرداختن به آینده غافل کند. بنابراین اجرای مواردی که عرض کردم و حصول نتایج مناسب از اجرای آنها، باور و ایمان و نگرش مدیران، اعم از ارشد و میانی را نسبت به ضرورت حرکت و تحول بهره‌وری، تقویت و نهادینه می‌کند.

هوشیار فقیهی:تجربه تحریم‌ها این واقعیت را برای ما اثبات کرده است که اگر در حوزه اقتصادی توان بهتری از خود نشان می‌دادیم الان دست بالاتری در مذاکرات داشتیم. پند گرفتن از این تجربه این دولت و مسوولان را ملزم می‌دارد تا به مفاهیم بهره‌وری توجه بیشتری داشته باشند. ارتقای بهره‌وری کار یک روز و دو روز نیست و این تغییرات اساسی به همراه زیرساخت‌هایش نیازمند تغییر نگرش و برنامه‌ریزی بلندمدت است. شاید بتوان گفت اولین امتحان دولت در این زمان تاریخی برنامه‌ریزی مبتنی بر اصول و مفاهیم بهره‌وری در تخصیص سرمایه‌های آزاد شده از تحریم‌ها و آمادگی برای استفاده بهینه از سرمایه‌گذاری‌های خارجی بعد از تحریم باشد که نوید یک اقتصاد ستاده محور را در آینده به ما خواهد داد. امیدوارم دولت یازدهم تغییرات لازم را در این زمینه‌ها ایجاد کند.

جهان صنعت: سر مقاله، شنبه 2 خرداد ماه 1394

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید